سفیر فلسطین: اسرائیل سگ نگهبان است – رویـش نیــوز

امروز ساختار نظام بینالملل بهگونهای تحول پیدا کرده که جایگاه آمریکا تنزل یافته و استراتژیهایی هم که توسط آمریکاییها دنبال میشود، در حال تضعیف آن نظم بینالمللیای است که خود آمریکا مبدع و بنیانگذارش بعد از جنگ دوم جهانی بوده.

3. اعمال نظر و تأثیرگذاری مستقیم بر روی برنامهریزیها و تخصیص بودجه برای دفتر امور فرهنگی و آموزشی (Bureau of Educational and Cultural Affairs) در وزارت خارجة آمریکا برای احیای مجدد نقش رو به افول فرهنگ در سیاست خارجی آمریکا این مرکز به تشریک مساعی با نهادهای دیگری چون COLED یا ائتلاف برای رهبری آمریکا در جهان خارج (Coalition for American Leadership Abroad) میپردازد و به انجام طرحهای پژوهشی با هدف تعریف جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آمریکا همت گمارده است.

بزرگترین نتیجه درازمدتی که ترامپ در خارج از امریکا گذاشته است، فروپاشی خیره کننده نقش رهبری آمریکا در جهان و از بین بردن تلاش های طولانی مدت برای ترویج یک نظم بین المللی بر اساس قوانین بوده است.

این تحریم ها جنایتی علیه بشریت هستند و جامعه بین المللی باید اطمینان حاصل کند که ایران داروهای و تجهیزات پزشکی مورد نیاز خود را برای مقابله با این بحران سلامتی دریافت می کند. اصل 67“نمایندگان باید در نخستین جلسه مجلس به ترتیب زیر سوگند یاد کنند و متن قسمنامه را امضاء نمایند.

مانند دیگر شرکتهایی که خواسته یا ناخواسته تحت فرمان دولت دونالد ترامپ بودند، اپل نیز تحت فشار برای در اختیار قرار دادن اطلاعات به صورت غیر قانونی به دولت آمریکا بود و مجبور شده بود حکمی را در مورد این موضوع امضاء کند و تا زمان انقضا این حکم در امسال نمیتوانست به کسی چیزی در مورد اتفاقات افتاده شده بگوید.

یعنی تنها مسیری که برای آمریکا باقی مانده، تحریم و فشار آوردن به مردم ایران است که این چیز جدیدی نیست و این را اوباما شروع کرد. عربی بسیار غمبار است و تشتتت در آن به اوج خودش رسیده است و همین مسئله اردوگاه دشمن را تشویق کرد که در موضوع قدس به ما آسیب برساند». ایشان درباره شکست سیاستهای آمریکا اشاره میکنند که در ابتدای انقلاب وضعیت بهگونهای بود که آمریکا با بکارگیری چند نفر ایرانی خود فروخته تلاش کرد تا کودتا راه بیندازد و فکر میکرد با انجام کودتایی همچون ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میتواند انقلاب اسلامی را سرنگون کند؛ اما اکنون بعد از چهل سال وضعیت به جایی رسیده که آمریکا فکر میکند برای مقابله با ایران خودش به تنهایی نمیتواند کاری انجام دهد و به دنبال ائتلافسازی است.

از نظر من این مطلب صریحترین اعتراف یک مقام اروپایی است که بهرغم ادعایی که نسبت به خروج آمریکا از برجام دارند یا سیاستهای افراطی چه در خصوص ایران و چه در مورد بسیاری از توافقنامههای بینالمللی که آمریکا از آن خارج شده است از دید سران اروپایی تفاوت تاکتیکی است.

در این رابطه حتی این گزاره تحلیلی وجود دارد که اقدام دولت بایدن برای خروج از افغانستان در سال ۲۰۲۱ با آن شرایط و انتقادات گسترده صرفاً با هدف احیای حکومت طالبانی و تعمیم ناامنی به مرزهای چین از طریق خاک افغانستان به منظور ناتمام گذاشتن کلان پروژه «یک کمربند- یک جاده» صورت گرفته است.

در حالی که نظریههای کنش صرفاً با یک بازیگر (یا کنشگر) درون نظام بینالملل سروکار دارند. رابرت اوبرایان، مشاور جدید امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هرج و مرج قبلی در کاخ سفید را با یک نوع جدید از اختلالات در عملکرد جایگزین کرده است. به نظر می رسد مایک پومپئو، وزیر امور خارجه و جان بولتون، مشاور امنیت ملی، دولت دونالد ترامپ را تسخیر کرده اند و حتی گاهی اوقات او را خلاف جهتی که می خواهد، پیش می برند.

نیز که جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ سابقه حضور در آن را داشته و کارشناسان ایران ستیزی مانند مایکل روبین دارد، از اندیشکدههای مهم و اثرگذار در رابطه با ایران در دوره ترامپ بوده است.

بسیاری از کسانی که هریتیج برای استخدام در دولت ترامپ پیشنهاد کرده بود مانند ریک پری (وزیر انرژی) و جف سشنز (دادستان کل از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸) و همچنین بسیاری از کارشناسان این بنیاد در دولت ترامپ به استخدام درآمدند.

براساس گزارش وزارت دادگستری، ۹۳ دادستان در آمریکا وجود دارد. به گزارش «ایندیپندنت»، وزارت امور خارجه دولت ترامپ بودجه یک کارزار تبلیغاتی در رسانه های اجتماعی برای بدنام کردن دولت ایران موسوم به «پروژه اطلاعات نادرست ایران» را تامین کرده که هدف از آن انتشار اخبار جعلی و بی اعتبار کردن محققان و روزنامه نگاران است. در این فضا انتقادات نسبت به نظام سرمایهداری و لیبرال دموکراسی زیادتر شده و منتقدان هم بیشتر شدهاند؛ بهخصوص بعد از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ که آن هم بعد از فاجعهی اشغال عراق به وجود آمد، دوباره یک نوع افسردگی شبیه دوران ویتنام به وجود آمده است.

اما نهایتاً با اینکه عراق را اشغال کردند اما در جنگ عراق شکست خوردند. وقوع حادثهی ۱۱ سپتامبر و جنگهای بیثمر آمریکا در منطقهی خاورمیانه و بعد بحران اقتصادی و مشکلات بدهی آمریکا و عدم تمایل افکار عمومی آن کشور برای درگیر شدن بیش از حد در امور خارجی، اینها همه موجب شد آمریکا به عقب برگردد و استراتژی “رترنجمنچ” یا بهنوعی عقبنشینی و بهاصطلاح «از نو سنگرسازی» را مطرح کردند.

نصری در پاسخ به این سوال که بسیاری موکول کردن تصمیمگیری درباره حضور یا عدم حضور در توافق هستهای را نشانه عقبنشینی ترامپ از سخنان خود میدانند. بعضی صاحبنظران، آمریکای دورهی ریگان و آمریکای دورهی ترامپ را بهعنوان نماد دو دوره از قدرت آمریکا مقایسه میکنند و عقیده دارند آمریکای دورهی ترامپ نسبت به آمریکای دورهی ریگان ضعیفتر شده است و در این زمینه به شکافهای اجتماعی، مشکلات در حوزهی عدالت اجتماعی و مسائل اقتصادی داخل جامعهی آمریکا اشاره میکنند.

هم اوباما و هم ترامپ هر دو به سمت ابزاری رفتند که نه نظامیگری باشد و نه شناسایی دیپلماتیک؛ یعنی نه میتواند ایران را بهعنوان قدرت بپذیرد چون الگوی مقاومت ایران در واقع تکثیر پیدا میکند و نه میتواند با آن درگیری نظامی کند چون میداند در این جنگها هرچه بخواهند محیط را ناامنتر کنند، قدرت ایران اتفاقاً گسترش پیدا میکند.

بنابراین عدم شروع تنش از سمت ایران به معنای ضعف ما نیست. در واقع این تصمیم راهبردی را اوباما اتخاذ کرد و آمد به سمت مشارکت و درگیر کردن منطقه با خودش؛ دولت ترامپ هم همین مسیر را ادامه میدهد.

سخنگوی کاخ سفید در یک کنفرانس خبری ضمن انتقاد از تصمیم دولت دونالد ترامپ برای خروج از توافق هستهای، گفت: دولت بایدن مشتاق پیشبرد مسیر دیپلماتیک در مذاکرات وین است. لذا ما شاهد یک رویکرد چند جانبه و ترکیبی از سوی دولت جو بایدن در خصوص مهار چین هستیم. در نتیجه تغییر رفتار آمریکا در منطقه و جهان به نوعی نشان دهنده اولویت های سیاست خارجی آمریکا درخصوص مهار چین است.

در کل پیروزی فعلی دموکراتها در مجلس نمایندگان تغییر اساسی در سیاست خارجی ایجاد نمیکند، چون اساساً سیاست خارجی آمریکا در حوزهی کنگره بیشتر با سنا است و مجلس بیشتر در سیاست داخلی اثرگذار است. داکتر عبدالله مشکل فرار روی سیاست خارجی در آن زمان را رییس حکومت می دانست که موضیع گیری ضد و نقیض خود در رابطه سیاست خارجی افغانستان بخصوص در مورد پاکستان که هر صبح وشام در موقف رییس حکومت تغییر ملاحظه می گردید و که تا اکنون این پالسی ادامه دارد.

در حوزهی اقتصاد و تجارت بینالملل، سیاست راهبردی آمریکا مبتنی بر گشایش اقتصادی و عدم تعرفههای چشمگیر یعنی یک نظام باز اقتصاد بینالملل بوده اما آمریکا الان در حال ایجاد نظام دوجانبه و متقابل است. در افغانستان نه رسانهها به شکل خودجوش از دیپلوماسی افغانستان حمایت میکنند و نه دستگاه دیپلوماسی افغانستان هنوز دارای دیپلوماسی رسانهای قدرتمند است؛- با وجودی که دولت افغانستان یک دستگاه تلویزیونی و چند روزنامه چاپی و چندین سایت انترنیتی را در دست دارد.