تلآویو ، مرکز همجنس گرایان دنیا ! (+عکس)

در نتیجه نباید مسائل امنیت ملی مانند برجام را از پنجره کوته فکرانه منافع حزبی و سیاسی نگریست و همواره باید به یاد داشت توافق بد میان ایران و قدرتهای بزرگ تبعات منفی گستردهای برای کشور داشته و توافق خوب برای همه خوب است. قزاقستان پس از تشدید اوضاع امنیتی از روسیه و کشورهای پیمان جمعی کمک گرفت تا برای حفظ دولت مرکزی به او کمک کنند، در قزاقستان هم نیروهای تروریستی نقش گستردهای داشتند در آلماتی نیروهای ویژه ضد تروریسم گروهی از افراد مسلح را دستگیر کردهاند که مشغول هدایت و فرماندهی تروریستهای حرفهای مهاجم به مراکز امنیتی و پاسگاههای پلیس بودند.

حوزه زندگی خصوصی نیز طبق تعریف آرنت قلمرو دادهشدگی (givenness) و وجود (existence) محض است، حوزهای که در آن بشر همان بشر به ماهو بشر است و مکان و منزلتی مختص خویش در اجتماع آدمیان ندارد.

در واقع، سیاست قلمرو کنشهای عمومی یا همان عرصه عمومی است؛ یعنی همان جهان مشترکی که در آن آدمیان به شکلی جمعی مشارکت میجویند و واجد مکان و منزلتی نمادین در اجتماع میگردند. در اینجا با توسل به نقد هگل از فرمالیسم نظام اخلاقی کانت، میتوان این شکاف درونی عرصه سیاست را قدری روشن کرد.

در اینجا ظاهرا ما با بنبستی مواجهیم که حتی تحقق یک یوتوپیا (آرمانشهر) نیز راه برونرفتی نشانمان نمیدهد و بنابراین باید مفهوم «حقوق بشر جهانشمول» را از عرصه واقعی سیاست بیرون بگذاریم. شما در اینجا میتوانید ببینید که آیا کشور مورد نظرتان شامل این مزیت هست یا نه؟ اما جالب اینجاست که از منظر لیبرالی آرنت، حتی به طور فرضی، اگر روزی فرا رسد که بشریت به ایدهآل تحققناپذیر یک حکومت جهانی دست یابد، باز هم میتوان وضعیتی را به تصور درآورد که در آن بشریت، به نحوی کاملا دموکراتیک، یکی از اجزای این کلیت هماهنگ (حکومت جهانی) را از این کل بیرون میاندازد.

Gokcan and Guney, 2010: 29) بنابراین بوش استراتژی پسانظم نوین جهانی را مطرح کرد که از اصول آن مبارزه طولانی و تصاعدی علیه کشورهای حامی تروریسم می باشد به عبارتی مبارزه با تروریسم جنگی بی مرز و جهانی است.

کلیت دستور اخلاقی عملا مبین صوری بودن این دستور و خالی بودن آن از هر گونه محتوایی است، بنابراین همواره میان دستور کلی و محتوا یا مصداق آن شکافی وجود دارد. برای همین است که بهطور مثال، از نظر کانت، دستور کلی «دزدی مکن» استوار بر نظام مالکیت است، نظامی که خود باید پیشفرض گرفته شود، و بدینسان معیاری برای سنجش دزدیکردن وجود ندارد؛ ولی از نظر پرودون خود مالکیت، که مبنای دستور اخلاقی کانت است، دزدی محسوب میشود.

در اخلاق کانتی هر سوژه عقلانی باید براساس دستورهایی (Maxim) عمل کند که میتوانند به قوانین کلی و جهانشمول بدل شوند؛ بهطور مثال، «دزدی مکن» یک دستور اخلاقی جهانشمول و کلی است؛ زیرا دزدی کردن به عنوان یک عمل غیراخلاقی نمیتواند به دستور و قاعدهای کلی بدل شود؛ اما در عمل، هنگام سنجش کنش اخلاقی، چه مورد خاصی را باید دزدی نامید؟

فلاکت مردمانی که از اجتماع سازمانیافته دولت ـ ملت بیرون گذاشته میشدند، به لطف آن جهان سیاسیای پدید آمد که دیگر هیچ کشور غیرمتمدنی در آن یافت نمیشد؛ و همین جهان واحد، آزاد، دموکراتیک و بههمپیوسته، از طریق به رسمیت شناختن دولت ـ ملتهای مستقل و خودمختار و تاسیس نهادهای بینالمللی و انعقاد معاهدات بینالمللی، شرایطی را ایجاد کرد که در آن هیچ کشوری دیگر حاضر به جذب و ادغام مردمان «بیدولت» و «بیملت» نمیشد.

بنابراین فرض مذکور که استقرار یک دولت ـ ملت تمام عیار به همراه همه نهادهای مدنی و دموکراتیک آن لزوما به تحقق همهجانبه «حقوق بشر» میانجامد، به لحاظ تاریخی و منطقی فرضی غلط است.

نظام انقلابی، بر مبنای دین و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونی این ملت برخوردار شده و جانهایشان را کف دستشان گرفتهاند و جوانهایشان را به میدانهای خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسئولان یک چنین نظامی دم از مفاهیم سکولاریستی بزنند؟

تحلیلهای رانسیر را میتوان در قالب این سوال خلاصه کرد: آیا میتوان حقوق بشر (حقوق بشر به ماهو بشر) را به عرصه سیاست آورد و آن را در فرآیند سیاسیکردن شهروندان (بشر به طور خاص، متعلق به یک جامعه خاص) دخیل و درگیر کرد؟

در واقع شکاف بین عرصه عمومی یا سیاست و حوزه زندگی خصوصی، نسبت به خود عرصه سیاست درونی میشود. آرنت نیز حوزه سیاسی یا عمومی (حوزه شهروندان) را از حوزه خصوصی (حوزه بشر به ماهو بشر) جدا میکند؛ اما از نظر رانسیر سیاست اساسا یعنی همین تعیین مرز و جدایی که هیچگاه یک بار و برای همیشه رخ نمیدهد.

اساسا شکلگیری و استقرار دولت ـ ملتها و حاکمیت ملی مستقل، و شبکه حقوق و قوانین وابسته به آنها نظیر حق اسکان و حق تجارت، فقط در بطن مدرنیته امکانپذیر است.

نظامیان رژیم صهیونیستی هنگام عبور گروهی از کارگران فلسطینی از دیوار حایل در نزدیکی شهرک «الظاهریه» از توابع شهر «الخلیل»، به سمت آنها آتش گشودند که در پی آن دو تن از كارگران زخمی شدند.

بنا به استدلال آرنت، فجایع دوران جنگ و مصایب دهشتناکی که بشر بیحقوحقوق از سرگذراند، نه ناشی از فقدان تمدن بود، نه عقبماندگی یا استبداد (که فعلا در وضعیت کنونی، ملاک ارزیابی بسیاری از تحلیلها را شکل میدهد، تو گویی به طور مثال در کشور ما اوضاع میتوانست کاملا دگرگون باشد اگر ما یک نظام جمهوری تمامعیار داشتیم)؛ بلکه کاملا بالعکس، زیستن در یک جهان کاملا مدرن و سازمانیافته این امکان را ایجاد کرد که فقدان وطن و جایگاه سیاسی و قانونی، عملا با طردشدن از حوزه بشریت در کل، یکی و یکسان شود.